غول بی شاخ و دم رزیدنتی در بلاد خارجه

بدست soorena

بعد از فارغ التحصیلی آدمهای انگشت شماری بودند که در مورد ادامه تحصیل در ممالک مترقیه کمکم کردند. یکی شان کوروش عزیز بود و دیگری دوست نویافته ام جاوید. جزئیاتش بماند که شرح و بستش طولانی و فرسایشی است. فقط خواستم بگویم که هیچ دورانی از زندگی ام انقدر همه چیز در هاله ای از ابهام نبوده که این روزها هست. حالا که همینطور سلانه سلانه در این مسیر پیش میروم میبینم تنها توصیه ای که برای کسان دیگری که این راه را می آیند دارم اینست که ناامید نشوند و یک جفت «ایر پلاگ» مرغوب ابتیاع کنند و بتپانند توی گوش هایشان تا آه و ناله و خزعبلات خیلی از هموطنان عزیز را نشنوند. فقط رو به جلو داشته باشند و با دوستانی مهربان و خوش جنس مشورت کنند که در این سرزمین فرصت ها تا دلتان بخواهد جا برای همه کس هست. فقط باید پشتکار داشته باشید و امیدی تمام نشدنی به توانایی های خودتان و در مورد خودم به دعاهای مریض های نازنینم.

از من میشنوید فقط ناامید نشوید…

بعد تحریر: این خط آخر را انگار خطاب به خودم بیشتر گفتم:))

بعد تحریر دو: این لینک را ببینید. از 17 فلوی کاردیولوژِی 8 نفر پزشکی عمومی شان زا از هند/ پاکستان گرفته اند. رئیس بخش کاردیو هم هندی است. حالا کسی مشابه چنین حمایتی را بین هموطنان ایرانی سراغ دارد؟

Advertisements