رد نازک دوست داشتن

بدست soorena

خنده های بی دلیلت را دوست دارم این روزها و آنجور خاصی که تازگی ها پس هرکلامی که از شاهزاده ت نقل میکنی» پر رو» را ادا میکنی وخون میدود روی گونه هایت…یا وقتی از چرند و پرند هایش میگویی و از ته دل میخندی…حرف های نه چندان بامزه ای که دلت را چنگ میزند و  قلبت را به تپش وا میدارد و همین برای ذوق کردن من کافی است…اما نگرانی هایم را کجا مخفی کنم که کیفت را منقض نکرده باشم….نگرانم و مشتاق …و در کنار همه این حسها , یک چیز را خوب میدانم ; که باید تنت را به آب بزنی و رد نازک دوست داشتن را بر پوست تنت احساس کنی…هر چند زودگذر و به اندازه آفتاب یک بعد از ظهر زمستانی کوتاه باشد…

Advertisements