این نمایش دوست داشتنی

بدست soorena

هر شب کارش همین است ; که فیلمی جدید بردارد , به دقت توی دی وی دی پلیر بگذاردش , چایی ای بریزد و بنشیند پایش…بعد مادرم را صدا بزند که بیا و بنشین روی مبل کنار دستی…و او هنوز روی مبل جاگیر نشده و سکانس اول نیامده و نرفته خوابش ببرد ..و باز پدرم شب های دیگر هم اصرار کند که بیا و بنشین و حتی چایی برایش بریزد و جابجا قسمت های هیجان انگیز فیلم را برایش تعریف کند…و او هم هر شب چون بازیگر نمایشی تمام نشدنی, بیاید , بنشیند و هنوز دیالوگ اول رد و بدل نشده خوابش ببرد ; هر از گاهی بیدار شود و در جواب ذوق پدر جمله ای به تایید بگوید , لبخندی بزند و دوباره بخواب رود…

Advertisements