بعد ازعمری – حدود یکسال – فیلم هالیوودی ندیدن , امروز با کلی ذوق و شوق خودم را نشاندم پای revolutionary road…خواستم خیر سرم بعد مدتها یک فیلم آبکی عشقی رومانتیش ! سیاحت کنم که زهی خیال باطل ,  زهی اندیشه خام ! ; فیلم داستان عشقی  فنا شده بود…نه تنها عشق که رویاهای فنا شده… با آن اسم مکش مرگ مای پارادوکسیکالش…خلاصه که من خنگم ,خرم ! که تا آخرش را نشستم و تماشا کردم…خب قطعا من پیگیر اخبار و اطلاعات نیستم خیلی وقت است وگرنه, دست کم خلاصه ای یک خطی هم داستان را لو داده بود…القصه که حالمان گرفته شد و دیگر غلط کنیم سراغ فیلم های هالیوودی برویم تا روحمان شاد شود …همان فیلمهای سیاه و سفیدِ صامتِ دهه 30 مارا بس!