<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: sense and sensibility</title>
	<atom:link href="http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/</link>
	<description>حکایت دلمشغولی های من</description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Nov 2009 13:02:25 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: سیدعلی</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1486</link>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Aug 2008 10:12:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1486</guid>
		<description>موافقم!
اگر وقت کردی، این داستان من را بخوان، البته ببخش که طولانی است، ان طوری که دوست دارم نوشته ام :)
http://kheyzaran.com/1387/05/08/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%9F/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>موافقم!<br />
اگر وقت کردی، این داستان من را بخوان، البته ببخش که طولانی است، ان طوری که دوست دارم نوشته ام <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
<a href="http://kheyzaran.com/1387/05/08/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%9F/" rel="nofollow">http://kheyzaran.com/1387/05/08/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%9F/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: secret of love &#171; Datum of Freedom</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1485</link>
		<dc:creator>secret of love &#171; Datum of Freedom</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Aug 2008 08:21:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1485</guid>
		<description>[...] فضولی عقل در وادی عشق سبب شد تا خانم دکتر&#160; درباره عشق و عقل بنویسن. فکر می کنم نتونستم مفهمومی که تو ذهن دارم رو [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] فضولی عقل در وادی عشق سبب شد تا خانم دکتر&nbsp; درباره عشق و عقل بنویسن. فکر می کنم نتونستم مفهمومی که تو ذهن دارم رو [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: soorena</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1468</link>
		<dc:creator>soorena</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 16:54:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1468</guid>
		<description>روی هم فکر میکنم این تعبیر و تفسیر ها و کلمه ها همش کشکه:) خودمون رو به درو دیوار میزنیم شاید تا بتونیم از یه حس خوب برسیم به یه رابطه خوب ...سعی میکنیم تفسیر کنیم تا بلکه راهی پیدا بشه برای اون چیزی که توی ذهن هر کس از یه عشق ناب وجود داره...حالا این دیگه چقدر میتونه عمومیت پیدا کنه خدا عالمه:) like و love و دوست داشتن از عشق برتر است و این حرفا هم همینطوره به نظرم:)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روی هم فکر میکنم این تعبیر و تفسیر ها و کلمه ها همش کشکه:) خودمون رو به درو دیوار میزنیم شاید تا بتونیم از یه حس خوب برسیم به یه رابطه خوب &#8230;سعی میکنیم تفسیر کنیم تا بلکه راهی پیدا بشه برای اون چیزی که توی ذهن هر کس از یه عشق ناب وجود داره&#8230;حالا این دیگه چقدر میتونه عمومیت پیدا کنه خدا عالمه:) like و love و دوست داشتن از عشق برتر است و این حرفا هم همینطوره به نظرم:)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Bingala</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1464</link>
		<dc:creator>Bingala</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 15:32:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1464</guid>
		<description>it reminds me of that joke that the mom tells her daughter Love is sth men  have created to get it free ;)
---
Liking ghavitar az Loving e</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>it reminds me of that joke that the mom tells her daughter Love is sth men  have created to get it free <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /><br />
&#8212;<br />
Liking ghavitar az Loving e</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: soorena</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1455</link>
		<dc:creator>soorena</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 07:56:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1455</guid>
		<description>سید علی عزیز حرفات رو قبول دارم  فقط یه چیزی این وسط هست اونم اینه که خیلی وقتا نمیشه یه آدمی رو با عقل انتخاب کرد و عاشقش شد...عشق باید اتفاق بیوفته با همون برخورد های اول باید اون کشش بوجود بیاد...اما همونجوری که گفتی آدم اگه آگاه باشه به چیزهایی که توی وجودش میخواد از یه آدم دیگه ناخودآگاه میره سمتشون...میره سمت آدمی که اون ویژگی ها رو داره و اونوقت اون بده بستان اتفاق میوفته...به قول تو طرف هم قدر تورو میدونه...اینجاست که عشق دیگه از اون جاذبه های ظاهری فراتر میره ...ازون کشش بین دو جنس مخالف صرف...میشه رابطه دو تا آدم بالغ ...و احتمال اینکه دوام پیدا کنه در طول زمان و ابدی بشه بیشتره...هر چند بازم تضمین کننده نیست...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سید علی عزیز حرفات رو قبول دارم  فقط یه چیزی این وسط هست اونم اینه که خیلی وقتا نمیشه یه آدمی رو با عقل انتخاب کرد و عاشقش شد&#8230;عشق باید اتفاق بیوفته با همون برخورد های اول باید اون کشش بوجود بیاد&#8230;اما همونجوری که گفتی آدم اگه آگاه باشه به چیزهایی که توی وجودش میخواد از یه آدم دیگه ناخودآگاه میره سمتشون&#8230;میره سمت آدمی که اون ویژگی ها رو داره و اونوقت اون بده بستان اتفاق میوفته&#8230;به قول تو طرف هم قدر تورو میدونه&#8230;اینجاست که عشق دیگه از اون جاذبه های ظاهری فراتر میره &#8230;ازون کشش بین دو جنس مخالف صرف&#8230;میشه رابطه دو تا آدم بالغ &#8230;و احتمال اینکه دوام پیدا کنه در طول زمان و ابدی بشه بیشتره&#8230;هر چند بازم تضمین کننده نیست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیدعلی</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1454</link>
		<dc:creator>سیدعلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 07:46:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1454</guid>
		<description>سورنای عزیز، مثل خود من در سنی هستی که حرف هایت بعد از تجربه و تامل نوشته می شوند. من هم مثل تو فکر می کنم با یک تفاوت و ان هم اینکه ترجیح می دهم برای عاشق شدن از عقل استفاده می کنم و جایی عاشق می شوم که عقل هم تا اندازه ای تایید کند. ان وقت شوریدگی هم پیش می اید و نگران شدن ها و منتظر شدن و البته همه اینها زمانی که عاقلانه و برای کسی باشند که معنی اشان را بفهمد، عاشقانه تر پاسخ خواهند گرفت. در واقع کسی را دوست می دارم که عاقلانه برای عشق انتخاب کرده باشمش!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سورنای عزیز، مثل خود من در سنی هستی که حرف هایت بعد از تجربه و تامل نوشته می شوند. من هم مثل تو فکر می کنم با یک تفاوت و ان هم اینکه ترجیح می دهم برای عاشق شدن از عقل استفاده می کنم و جایی عاشق می شوم که عقل هم تا اندازه ای تایید کند. ان وقت شوریدگی هم پیش می اید و نگران شدن ها و منتظر شدن و البته همه اینها زمانی که عاقلانه و برای کسی باشند که معنی اشان را بفهمد، عاشقانه تر پاسخ خواهند گرفت. در واقع کسی را دوست می دارم که عاقلانه برای عشق انتخاب کرده باشمش!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: soorena</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1453</link>
		<dc:creator>soorena</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 07:21:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1453</guid>
		<description>اوهوم غضی...من هم منظورم همین خودشناسی هستش...تا وقتی خودت رو نشناختی میتونی عاشق هر آدمی بشی که لزوما این عشق به سر انجام خوبی نخواهد رسید...محمد جواد عزیز من منکر شوریدگی نشدم اگه نباشه دیگه اسمش عشق نیست ولی خودخواهی رو نمیفهمم...اینو بهش نمیگم شوریدگی...شوریدگی از نظر من معنیش اینه که اون ادم انقدری برات مهم بشه که دست و دلت بلرزه که اذیتش نکنی...یه ذره بلوغ باید توش باشه...خب این نظر منه البته من هیچ وقت نمیفهمم کسانی رو که به حد مرگ همدیگرو دوست دارن از طرفی هم رو آزار میدن...این به نظرم عشق عقلی نیست...بخاطر همین میگم عشق عقلانی رو دوست دارم چون اگه با عقلت عاقش بشی میتونی با طرف حرف بزنی و مشکلاتت رو حل کنی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اوهوم غضی&#8230;من هم منظورم همین خودشناسی هستش&#8230;تا وقتی خودت رو نشناختی میتونی عاشق هر آدمی بشی که لزوما این عشق به سر انجام خوبی نخواهد رسید&#8230;محمد جواد عزیز من منکر شوریدگی نشدم اگه نباشه دیگه اسمش عشق نیست ولی خودخواهی رو نمیفهمم&#8230;اینو بهش نمیگم شوریدگی&#8230;شوریدگی از نظر من معنیش اینه که اون ادم انقدری برات مهم بشه که دست و دلت بلرزه که اذیتش نکنی&#8230;یه ذره بلوغ باید توش باشه&#8230;خب این نظر منه البته من هیچ وقت نمیفهمم کسانی رو که به حد مرگ همدیگرو دوست دارن از طرفی هم رو آزار میدن&#8230;این به نظرم عشق عقلی نیست&#8230;بخاطر همین میگم عشق عقلانی رو دوست دارم چون اگه با عقلت عاقش بشی میتونی با طرف حرف بزنی و مشکلاتت رو حل کنی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شکری محمد جواد</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1452</link>
		<dc:creator>شکری محمد جواد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 21:41:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1452</guid>
		<description>من یه ذره با نوشته ات مشکل دارم،‌من قبول دارم میشه با عقل عاشق شد، ولی وقتی عاشق شدی نمی تونی رفتارهای عاقلانه و حسابگرانه داشته باشی، عاشقی شوریدگی می خواد خواهر من!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من یه ذره با نوشته ات مشکل دارم،‌من قبول دارم میشه با عقل عاشق شد، ولی وقتی عاشق شدی نمی تونی رفتارهای عاقلانه و حسابگرانه داشته باشی، عاشقی شوریدگی می خواد خواهر من!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: غضی</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1451</link>
		<dc:creator>غضی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 19:41:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1451</guid>
		<description>حالا من بهت میگم عشق من تابعی از خود منه. سلیقه ۲۸ سالگی و ۳۸ سالگی و ۴۸ سالگی من به نسبت تکامل معنوی و اجتماعیم با ۱۸ سالگی که معمولا هویت من یک هویت محیطی ست فرق میکنه. منظورم از هویت محیطی اینه که خودم رو بیشتر با مدرسه و خانواده معرفی می کنم تا تفکراتم. اون وقت طبیعتا تو اینکلوسیوتر میشی. یعنی هرکسی که سنش به تو بخوره میتونه اینکلود بشه ولی تو دهه چهارم زندگیت تو بیشتر به پشتوانه خودت -خصوصیات اخلاقی٬ تفکرات٬ و رفتارها و دستاوردهای دهه سی- معرفی میشی. حالا یه شخصیت شکل گرفته تر داری که نمیتونه هرکسی رو اینکلود کنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا من بهت میگم عشق من تابعی از خود منه. سلیقه ۲۸ سالگی و ۳۸ سالگی و ۴۸ سالگی من به نسبت تکامل معنوی و اجتماعیم با ۱۸ سالگی که معمولا هویت من یک هویت محیطی ست فرق میکنه. منظورم از هویت محیطی اینه که خودم رو بیشتر با مدرسه و خانواده معرفی می کنم تا تفکراتم. اون وقت طبیعتا تو اینکلوسیوتر میشی. یعنی هرکسی که سنش به تو بخوره میتونه اینکلود بشه ولی تو دهه چهارم زندگیت تو بیشتر به پشتوانه خودت -خصوصیات اخلاقی٬ تفکرات٬ و رفتارها و دستاوردهای دهه سی- معرفی میشی. حالا یه شخصیت شکل گرفته تر داری که نمیتونه هرکسی رو اینکلود کنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: soorena</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/08/28/sense-and-sensibility/#comment-1450</link>
		<dc:creator>soorena</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 18:44:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=600#comment-1450</guid>
		<description>من منظورم اصلا چرتکه انداختن نبود غضی جان :) یا اینکه اون احساس نباشه و یه چک لیست دستت بگیری و بشینی به حساب و کتاب...اصلا منظورم این نبود...منظورم این بود که عشقی که نمیدونی از کجا میاد رو نمیفهمم...عشق باید با آگاهی باشه...اون خوش امدنه رو قبول دارم آدم نمیتونه عاشق هر آدم فوق العاده ای بشه ولی عکسش رو هم قبول ندارم اینکه ندونی چرا عاشق آدم بی ربطی شدی...منظور من از عشق عاقلانه اینه که خودت رو بشناسی و اگاهانه جذب آدمی بشی که بتونی باهاش لحظه هات رو قسمت کنی...چیزی که من نمیفهمم اینه که بگی از کسی خوشت اومده و نتونی بفهمی چرا...باید بدونی عاشق چی شدی اگه اینطور باشه عاشق میمونی وگرنه عشق رفته رفته تبدیل میشه به عادت به خاطره رشد نمیکنه و هی عذاب آور تر میشه...فرق عشق نوجوونی و بیست و هشت سالگی اینه...که پشت اون احساس یه مبنای عقلی هست...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من منظورم اصلا چرتکه انداختن نبود غضی جان <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  یا اینکه اون احساس نباشه و یه چک لیست دستت بگیری و بشینی به حساب و کتاب&#8230;اصلا منظورم این نبود&#8230;منظورم این بود که عشقی که نمیدونی از کجا میاد رو نمیفهمم&#8230;عشق باید با آگاهی باشه&#8230;اون خوش امدنه رو قبول دارم آدم نمیتونه عاشق هر آدم فوق العاده ای بشه ولی عکسش رو هم قبول ندارم اینکه ندونی چرا عاشق آدم بی ربطی شدی&#8230;منظور من از عشق عاقلانه اینه که خودت رو بشناسی و اگاهانه جذب آدمی بشی که بتونی باهاش لحظه هات رو قسمت کنی&#8230;چیزی که من نمیفهمم اینه که بگی از کسی خوشت اومده و نتونی بفهمی چرا&#8230;باید بدونی عاشق چی شدی اگه اینطور باشه عاشق میمونی وگرنه عشق رفته رفته تبدیل میشه به عادت به خاطره رشد نمیکنه و هی عذاب آور تر میشه&#8230;فرق عشق نوجوونی و بیست و هشت سالگی اینه&#8230;که پشت اون احساس یه مبنای عقلی هست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
