وبلاگ برای من , نوشتن از آن “خود دیگر” است…یک ایگوی خاص , خصوصی و دست نیافتنی…آن خودی که آدمها پشت روزمرگی هایشان مخفی اش میکنند…خودی که به کوچه و خیابان و حتی محفل های دوستانه راهی نمی یابد…نمی شود در موردش حرف زد ,نمیشود توضیحش داد , فقط می شود نوشتش جایی در حریمی بنام وبلاگ…
وبلاگ های مورد علاقه ام هم همه آنهایی هستند که بارقه هایی از آن خود دیگر نویسنده را نشانم می دهند..پشت تک تک حس ها , تیز بینی ها , شور و شوق ها , بد قلقی ها و تعبیر و تفسیر هایشان از جزئی ترین و به ظاهر بی مایه ترین وقایع و محرک های محیطی …مشکلی با نوشتن مطالب جدی و سنگین موضوعی ندارم خیلی هم حال میکنم با چنین نوشته هایی اما , آنچیزی که مرا جذب پدیده ای بنام وبلاگ میکند , دلم را میلرزاند و سر کیفم می آورد گفتن از ناگفته هایی است که نمی شود در روزنامه و مجله چاپش کرد…نمی شود جدی اش گرفت و نگرفت…دسته بندی اش کرد و اسمی رویش گذاشت …نوشته هایی که در لحظه متولد می شوند و در لحظه می میرند…همراه با همه سرخوشی و لذتی که در وجودت بیدار می کنند… هر چند در حد تجربه یک حس خوب زودگذر باشد…

3 comments
Comments feed for this article
جولای 7, 2008 روی 4:27 ب.ظ
شهره
مدتهاست دنبال همین جواب دست و پا می زنم.:)
جولای 8, 2008 روی 4:48 ب.ظ
shaqayeq
vayyyyyyyyy aaaaallllliii bod harfet
جولای 8, 2008 روی 7:42 ب.ظ
soorena
: )