<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: شعر</title>
	<atom:link href="http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/</link>
	<description>حکایت دلمشغولی های من</description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Nov 2009 13:02:25 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: soorena</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/#comment-1191</link>
		<dc:creator>soorena</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 06:06:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=361#comment-1191</guid>
		<description>اونقدر ها هم که تو میگی دیگه خراب نیست مجید جان دلبندم:)

خانوم /آقای notavailable@yahoo.com از کشور کانادا , نمیدونم چرا خودتون رو معرفی نکردید در هر حال اونجوری که من از نوشته هاتون متوجه شدم خواستین بگین که من دچار این احساس کاذب هستم که آدم بسیار خوبی ام و همه بهم غبطه میخورن و در نهایت راه خوب بودن رو هم متذکر شده بودین...توضیح داده بودم کاملا قضیه رو و احساسی رو که فکر کردم اون دختر نسبت به من داره و دیگه نیازی به توضیح اضافی نمیبینم...در مورد ایمیل و رفرنس و...هم منظورتون رو متوجه نشدم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اونقدر ها هم که تو میگی دیگه خراب نیست مجید جان دلبندم:)</p>
<p>خانوم /آقای <a href="mailto:notavailable@yahoo.com">notavailable@yahoo.com</a> از کشور کانادا , نمیدونم چرا خودتون رو معرفی نکردید در هر حال اونجوری که من از نوشته هاتون متوجه شدم خواستین بگین که من دچار این احساس کاذب هستم که آدم بسیار خوبی ام و همه بهم غبطه میخورن و در نهایت راه خوب بودن رو هم متذکر شده بودین&#8230;توضیح داده بودم کاملا قضیه رو و احساسی رو که فکر کردم اون دختر نسبت به من داره و دیگه نیازی به توضیح اضافی نمیبینم&#8230;در مورد ایمیل و رفرنس و&#8230;هم منظورتون رو متوجه نشدم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهرام(نوبت عاشقی)</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/#comment-1190</link>
		<dc:creator>شهرام(نوبت عاشقی)</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 05:39:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=361#comment-1190</guid>
		<description>سلام
چند وقتی میشه که خواننده وبلاگتونم
خیلی راحت و روان مینویسید
خوشحال میشم سری هم به من بزنید
چشم به راه مهربونیتون هستم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
چند وقتی میشه که خواننده وبلاگتونم<br />
خیلی راحت و روان مینویسید<br />
خوشحال میشم سری هم به من بزنید<br />
چشم به راه مهربونیتون هستم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: در مورد فوژان</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/#comment-1189</link>
		<dc:creator>در مورد فوژان</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 00:12:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=361#comment-1189</guid>
		<description>نمی شد یه خاطره خوب جا بذاری؟ فقط هشت  ماه توی کلینیک یه کاردیولوژیست هفته ای سه روز میرفتم. آخرسر ازش recommendation letter خواستم و باورم نمی شد وقتی یه نامه خوب و کامل تحویلم داد. چند صفحه در مورد خصوصیات رفتاری و خوبیهای من نوشته بود و کم مونده بود شاخ در بیارم. همون باعث شد موفق بشم و سرنوشتم عوض بشه. فقط کسی که از درون محکم باشه سرشاراز اطمینان واعتماد باشه می تونه مولد انگیزه های جدید مشوق ومسبب خیر و خوبی باشه تا جایی که راه کسی رو باز می کنه.شرایط اجتماعی اونجا شاید حکم می کنه شماره تلفن دست هرمزاحمی ندی اما یه  ایمیل آدرس ساده و نظر دادن در مورد فلان ازمون رفرنس و اسکو ر برای کسی زحمت نداره. مطمئن باش.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی شد یه خاطره خوب جا بذاری؟ فقط هشت  ماه توی کلینیک یه کاردیولوژیست هفته ای سه روز میرفتم. آخرسر ازش recommendation letter خواستم و باورم نمی شد وقتی یه نامه خوب و کامل تحویلم داد. چند صفحه در مورد خصوصیات رفتاری و خوبیهای من نوشته بود و کم مونده بود شاخ در بیارم. همون باعث شد موفق بشم و سرنوشتم عوض بشه. فقط کسی که از درون محکم باشه سرشاراز اطمینان واعتماد باشه می تونه مولد انگیزه های جدید مشوق ومسبب خیر و خوبی باشه تا جایی که راه کسی رو باز می کنه.شرایط اجتماعی اونجا شاید حکم می کنه شماره تلفن دست هرمزاحمی ندی اما یه  ایمیل آدرس ساده و نظر دادن در مورد فلان ازمون رفرنس و اسکو ر برای کسی زحمت نداره. مطمئن باش.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: در مورد فوژان</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/#comment-1188</link>
		<dc:creator>در مورد فوژان</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 00:11:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=361#comment-1188</guid>
		<description>پستت رو در مورد فوژان اصلا درک نمی کنم. از هر زاویه ای که بررسی می کنم دلیلی نمی بینم. چرا اینقدر نگاه های رشک برانگیز .. آمیز دور و برت می بینی.در مورد این نوع نگاه قبلا هم نوشته بودی. نمی شد توضیح بدی شماره رو فقط برای ضرورت امرجنسی لازم داری. یا اینکه توضیح بدی ایمیل رو ترجیح می دی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پستت رو در مورد فوژان اصلا درک نمی کنم. از هر زاویه ای که بررسی می کنم دلیلی نمی بینم. چرا اینقدر نگاه های رشک برانگیز .. آمیز دور و برت می بینی.در مورد این نوع نگاه قبلا هم نوشته بودی. نمی شد توضیح بدی شماره رو فقط برای ضرورت امرجنسی لازم داری. یا اینکه توضیح بدی ایمیل رو ترجیح می دی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مجید</title>
		<link>http://simaab.wordpress.com/2008/07/04/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/#comment-1187</link>
		<dc:creator>مجید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 19:38:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://simaab.wordpress.com/?p=361#comment-1187</guid>
		<description>پس وضعت خیلی خرابه !!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پس وضعت خیلی خرابه !!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
