سرم از وقتی یادم می آید بوی قرمه سبزی میداده…باید از نزدیک لمسش کرده باشی تا بفهمی چه زجری است که هر کس گذارش به تو می افتد دماغش را بگیرد و راهش را کج کند…دیشب اما توی خواب و بیداری فکر بکری به ذهنم رسید…میخواهم امشب وقتی همه خوابیدند پنجره آشپزخانه را تا ته باز کنم و سرم را بگذارم روی لبه پنجره , همانجا که برای کفتر ها دانه میریزند, و فردا صبح علی الطلوع سراغش بروم…بی صدا سرم را بردارم و خوب روی تنه ام میزانش کنم…مطمئنم اگر کاملا هم بوی ناخوشایند برطرف نشده باشد اقلا برای مدتی قابل تحمل شده است : )…
برگهها
زنده باد بلاگ رول
- Medpedia، دانشنامه آنلاین پزشکی
- Criminal Searches، جستجو در خلافکاریهای دیگران
- پهلوان پنبه
- اورکا...اورکا...!
- اصولا یکی از دلایلی که صبحها رو دوست ندارم، صبحانهست! یعنی
- من دارم با این سایت زندگی میکنم. خیلی به درد آدمهای فضولی مثل
- خوش تیپ شدم ؟؟!!
- شِر می‌کُنُم آی شر می‌کنم
- (بدون عنوان)
- ایمیل دریافتی
بخوان!
- Spotlight
- چرا؟
- *مهرجويی ديگر هامون ندارد..*همين سهشنبه بود که تو جلسهی
- تصویر هنرمند در میانسالی و پیری
- :: گزارشهای تصویری از تشییع جنازهی خسرو شکیبایی
- دستاندازهاي کافهپيانو
- الیز یه دونه خر اینویز است نقطه
- خوابگرد یا خوابگرد یا خواب گرد؟
- لیدیز اند جنتلمن، همون طور که از قیافه اش هم معلومه، باطبی یه
- شاهکار مترجمان صدا و سیما!
Friends
- 14bedar
- A Canceric Soul
- Datum of Freedom
- Miss Anonymous
- monomania
- Natalie
- persian medlog
- Solmaz 76’s Weblog
- فقط یک رز سرخ
- قوز بالا غوز
- من و MS
- من و خودم
- من و سکوت و صبوری…
- میعاد در سپیده دم
- ماه هفت شب
- ماه و ماهی
- ماهی کوچک
- نم نم
- چندگانه
- نیمیم ز آب و گل
- نگاره های یک نگارنده…
- چپریات
- ناتور
- هدیه لحظه ها
- هروله
- و…یکی بود یکی نبود
- یک پزشک
- یادداشت های یک فیلمساز جوان
- پرنده مسافر
- پرش بلند
- پزشک 78
- Z factor
- آهنگ دشت آبی
- آواز در باران
- آینه
- آبی خاکستری سیاه
- آدت
- آذرخش
- آرامش درون
- آسمان مال منست
- ایرمان
- از دریچه ماه
- باز بیاغاز
- بازتاب عشق
- باغچه
- برگی از دفترچه ایام
- جوراب پاره و انگشت آزاد
- خود یافته
- خیزران
- دل نمک
- دنیای آدمها
- دیاری
- دخترم غزل
- رونوشت:پسر
- ریفلاکس
- رادیوسیتی
- رازقی
- زندگی سگی
- سفرنامه دور دنیا
- ساقی نامه
- شهسوار
- شعرواره
- صد درد
- عکاسباشی
Learn and Live
نوشته های پیشین
نوشته های پراکنده
هنر برتر از گوهر آمد پدید!
وبگردی های من
- A Man Called Old Fashion
- Agrandissement
- Alibi
- Hermes Marana Junior
- spotlight
- مینیمال ها و طرح ها
- میرزا پیکوفسکی
- مسیح علی نژاد
- چگونه وال شكار كنيم؟
- هفت و نیم
- همشهری کاوه
- هرمس مارانا
- ورطه
- کولی ها کنار آتش
- کتابلاگ
- آهو نمیشوی به اين جست و خيز، گوسِپند
- ئه سرین
- الیزه
- بابونه
- توکای مقدس
- حرفه خبرنگار
- خواب زمستانی
- خوابگرد
- خورشید خانوم
- زن نوشت
- سام جوانروح
- ساتیار امامی
- شب بود , ماه پشت ابر بود…
- صفحه سیزده
- صفر مطلق
- عکاسان قزوین
خانه قبلی
خدا خیرتان بدهد!
دوستان قدیمی
در ستایش عشق
بایگانی
برترین مطالب
دستهها
Blog Stats
- 33,329 hits

4 comments
Comments feed for this article
می 18, 2008 روی 7:27 ب.ظ
غضنفر
قرمه سبزی؟! موافق نیستم! نمی گم میشه از طارافش رد شد ولی به خاطر بوی قرمه سبزی نیست. قضیه یک من عسل… نمی دونم! شاید این هم هم…
می 18, 2008 روی 7:42 ب.ظ
soorena
وقتی نمیدونی نگو عزیز دل برادر! یک من عسل هم خودتی!!!
می 18, 2008 روی 8:23 ب.ظ
Natalie
با پنجره منجره حل نميشه. انقده بايد به سنگ بخوره تا آروم بگيره و بوش هم بپره
می 19, 2008 روی 5:08 ق.ظ
soorena
:)) خوشم اومد آره باید به سنگ بخوره : )