لبخند های مصنوعی…حرفهای مصنوعی…شادی های مصنوعی…
منِ این روزها…
ب.ت: چقدر مرز شادی و غم باریک میشود اگر چند تایی دوست مهربان دور و برت داشته باشی…:*
می 7, 2008 in پراکنده
لبخند های مصنوعی…حرفهای مصنوعی…شادی های مصنوعی…
منِ این روزها…
ب.ت: چقدر مرز شادی و غم باریک میشود اگر چند تایی دوست مهربان دور و برت داشته باشی…:*

6 comments
Comments feed for this article
می 7, 2008 روی 6:10 ب.ظ
Natalie
يادت باشه اين نيز بگذرد
می 7, 2008 روی 7:37 ب.ظ
ارسلان
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
بعد از اتفاقی که برام افتاد ، چند روزی در خدمتتون نبودم و الان هم به زور نشستم پای نت ، گفتم سری به وبلاگتون بزنم دیدم ای بابا شما هم غمگینید که …
می 8, 2008 روی 7:12 ق.ظ
shaqayeq
akhe chera goli khanoom
می 8, 2008 روی 11:44 ق.ظ
soorena
مرسی ناتالی جونم یادم میمونه:*اصولا متاسفانه ایمان دارم بهش:)) ارسلان جان این نیز بگذرد
چیز مهمی نیست شقایق جونم درست میشه 
می 8, 2008 روی 4:39 ب.ظ
78
من از وقتي اومدم تو نظام فهميدم كه هر چند شرايط متغير (و اكثرا ناگوار) هست اما بيشتر ديد ما به خودمونه كه احساساتمون رو ميسازه تا اتفاقات بيرون
می 8, 2008 روی 5:04 ب.ظ
soorena
دقیقا همینطوره که میگی
کاملا موافقم 