بی صدا دنبال مادرش اومد تو…و من تا دیدمش باهاش سلام و علیک کودکانه ای کردم…دارو ها رو که نوشتم مادرش رفت داروخونه…مطب خلوت بود من موندم و بی تای 4 ساله…من و بی تایی که از روپوش سفید نمیترسید…مهرم رو برداشت بی آنکه سوالی بکنه یه ضربدر زد روی کاغذی که زیر دستم گذاشته بودم و مهر رو زد روش…بعد ریز خندید و گفت حالا بالاش بنویس…گفتم آها یعنی شربت بنویسم ؟ سرش رو تکون داد و گفت اوهوم…گفتم یعنی تو دکتری الان؟ گفت آره من میخوام بزرگ که شدم یا دکتر بشم یا مهندس… آفرین دختر خوب الان کلاس چندمی؟ … مدرسه نمیرم که الان کودکستانم…آوردمش نزدیک تر به خودم خب دختر خوب حالا اسمتم به من میگی…بی تا…اومدم بنویسم بی تا که خودکار رو از دستم قاپید و نوشت بیتا…گفتم از کجا یاد گرفتی اسمت رو بنویسی…خندید و گفت بلدم دیگه…حالا دکتر چی میخوای بشی…شونه هاش رو انداخت بالا و گفت جراح قلب!!! …مادرش با دارو ها برگشت…بی تا بیا این طرف خانوم دکتر رو اذیت نکن…گفتم اذیتی نیست کلی با هم دوست شدیم:) میدونستین اسم خودش رو بلده بنویسه…نه راس میگین؟…کاغذ رو نشونش دادم …تازه میخواد جراح قلب هم بشه…دیگه خنده اش گرفت …گفت بخدا نمیدونم این حرفا رو از کجا یاد گرفته…گفتم این دختری که من میبینم هر کاری بخواد میتونه انجام بده اما تورو خدا فکر جراحی قلب رو از سرش بیرون کنین هر جوری هست:)
برگهها
Friends
- Datum of Freedom
- Miss Anonymous
- monomania
- Natalie
- persian medlog
- لابیرنت من
- من و MS
- من و خودم
- من و سکوت و صبوری…
- میعاد در سپیده دم
- ماه و ماهی
- ماهی کوچک
- مدیکال رجیسترار
- نم نم
- چندگانه
- نیمیم ز آب و گل
- نگاره های یک نگارنده…
- چپریات
- ناتور
- هدیه لحظه ها
- هروله
- یک پزشک
- کتابلاگ
- پرنده مسافر
- پزشک 78
- آهنگ دشت آبی
- آواز در باران
- آینه
- آدت
- آذرخش
- آسمان مال منست
- ابر
- از دریچه ماه
- از سینما و دیگر وسوسهها
- بازتاب عشق
- باغچه
- برگی از دفترچه ایام
- جوراب پاره و انگشت آزاد
- خنده هاتون از ته دل و…
- خود یافته
- خودنوشته های سرگردانی
- خیزران
- دنیای آدمها
- دخترم غزل
- درخت کوچک
- رونوشت:پسر
- ریفلاکس
- رادیوسیتی
- رازقی
- زندگی سگی
- سفرنامه دور دنیا
- شهسوار
- شب نوشته
- شعرواره
- صد درد
- عکاسباشی
Learn and Live
نوشته های پیشین
نوشته های پراکنده
هنر برتر از گوهر آمد پدید!
وبگردی های من
- A Man Called Old Fashion
- Agrandissement
- Alibi
- Hermes Marana Junior
- spotlight
- لحظه
- مینیمال ها و طرح ها
- میرزا پیکوفسکی
- مسیح علی نژاد
- چگونه وال شكار كنيم؟
- هفت و نیم
- همشهری کاوه
- هرمس مارانا
- ورطه
- کولی ها کنار آتش
- گرینگوی پير
- آهو نمیشوی به اين جست و خيز، گوسِپند
- ئه سرین
- الیزه
- بابونه
- توکای مقدس
- حرفه خبرنگار
- خواب زمستانی
- خوابگرد
- خورشید خانوم
- سام جوانروح
- ساتیار امامی
- شب بود , ماه پشت ابر بود…
- صفحه سیزده
- عکاسان قزوین
خانه قبلی
خدا خیرتان بدهد!
دوستان قدیمی
- A Canceric Soul
- فقط یک رز سرخ
- فارغ التحصیل
- قوز بالا غوز
- لبخند چشم تو
- من و بهار
- منم یه روز دکتر میشم!
- چراغ مهربانی
- و…یکی بود یکی نبود
- وقایع اتفاقیه
- یادداشت های یک فیلمساز جوان
- کوچ
- کسی که مثل هیچکس نیست
- پیکاسو
- آگاه
- آبی خاکستری سیاه
- آداجیو
- اقامت در گرانش صفر
- باز بیاغاز
- باشو کوچولو
- دل نمک
- دیاری
- دختر اردیبهشتی
- دست نوشت
- روزگار ما*
- زندگی عشق و دیگر هیچ!
- شقایق دریای سرخ
- عکاسباشی
در ستایش عشق
بایگانی
برترین مطالب
a
Blog Stats
- 90,111 hits

2 comments
Comments feed for this article
مارس 14, 2008 روی 12:05 ب.ظ
مهشاد
چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی
که یک سر مهربانی دردسر بی
مارس 14, 2008 روی 12:43 ب.ظ
soorena
اگر مجنون دل شوریده ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بی