بی اعتماد شده ام به عشق های آتشین …به هیجان های سینوسی…به هر چه تکانه ای و غیر قابل پیش بینی است…پشت این سر و صدا ها گویی کودکی خوابیده  که بی حساب عشق میورزد و بی محابا کج خلقی میکند…همانقدر که دوست داشتنی و خواستنی است  سرسام آور است و خسته کننده…عشق را آرام بی ادعا و مهربان دوست دارم…در نگاه هایی که با هم تلاقی کنند و حال هم را بفهمند …در رفتار بالغانه و محتاط…در خنده های از ته دل…در بلوغ  پختگی صبوری…در آرامش…