به دعوت ناتالی عزیزم منم میخوام در مورد کتاب های نصفه نیمه زندگیم! بنویسم…اصولا در مقایسه با فیلم که امکان نداره فیلمی هر چقدر ملال آور رو نصفه ول کنم در مورد کتاب تا دلتون بخواد تنبلم…
1.نوشته های بابک احمدی رو هیچ وقت نتونستم از اول شروع کنم و به آخر برسونم…شاید تنها استثنا این وسط تصاویر دنیای خیالی بوده که خیلی زود خوندمش و حسابی هم چسبید…
2.نوشته های رولان بارت…به قول خانوم ناشناس مخصوصا امپراطوری نشانه ها …تنها کتابی که از بارت خوندم و حال کردم حسابی اتاق روشن با ترجمه خوب فرشید آذرنگ بود…بقیه کتاب هاش واقعا ترجمه های بی سرو ته ای داره به نظرم…نه که فکر کنید من نمی فهمم ها ترجمه اش بده:))
3.علم هرمنوتیک که خیلی وقته موندم بلا نسبت مثل موجودات زحمت کش چهار پا توش
4.شور زندگی که چند بار خوندم تا رسیدم به اونجایی که دل ونگوگ شکست و ولش کردم
5. سووشون که در عالم نوجوانی چند بار تا وسطاش خوندم و رهاش کردم
6.مبادی سواد بصری که همیشه بهش نوک زدم ایضا کتاب نقد عکس آقای برت
و آخری هم اراده به دانستن فوکو که هزار بار شروع کردم و ولش کردم…
منم چند نفر رو دعوت میکنم به بازی:
مهشاد , غضنفر , دختر اردیبهشتی , چندگانه , تینا , علیرضا و ماهی

2 comments
Comments feed for this article
فوریه 14, 2008 روی 4:54 ق.ظ
چندگانه
ممنون سورنای عزیز. من یکم قبل تر نوشتم. :دی. ولی چون خیلی آدم … … … هستم، همین جوری لای بقیه نوشته ها نوشتم. اینجا، http://chandganeh.blogspot.com/2008/02/blog-post_447.html
بعد اونوقت حالا همه چی به کنار… سووشون؟؟؟؟ نه سووشون؟؟؟؟ چطور دلت اومد آخه…:دی
فوریه 14, 2008 روی 9:09 ق.ظ
soorena
خوب کردی دخترم:) بخدا تقصیر من نبود مامان جان از عنفوان کودکی گیر سه پیچ داده بود که سووشون رو نخونی نیم عمرت بر فناست من هم خوندم وقتی که موقع خوندن بابالنگ دراز بود:دی قول میدم دوباره بخونم جدی میخونمش:دی