خواب عجیبی دیدم…خواب دیدم رفتم سینماتک…وسطای یه فیلم رسیدم…یه فیلم رنگی بود اما رنگ غالبش مژنتا بود…دو تا هنرپیشه بیشتر نداشت و همه داستان توی حیاط یه خونه بدون آب و علف میگذشت …یه جایی مث بیابون…یه زن و مرد توی فیلم بودن که کم کم فهمیدم یکیشون آدمه و اون یکی حوا!:)))جالبه که خیلی دیالوگی هم بین هنرپیشه ها رد و بدل نمیشد …. یه چیز جالب دیگه این بود که فیلم بشدت من رو تحت تاثیر قرار داده بود و همش با خودم میگفتم چقدر انتزاعی چقدر انتزاعی
)))))) و همش یاد پازولینی بودم گویا…بعد که اومدم بیرون از سینما تک یه پسر جوونی رو دیدم که خیلی فخن روشنفکر بود و بسیار هیجان زده بود از دیدن فیلم …کلی در مورد فیلمه حرف زد و آخرش با ژست هنرپیشه های سوپر استار هالیوودی گفت :من رو شناختین؟ من تا وسطای فیلم نقش آدم رو بازی کرده بودم… حالا فیلمه خارجی بود و این آقا ایرانی:)))))))))))
1.نه خیر بنده فیلم پازولینی اخیرا ندیده ام.
2.بنده اصلا این مدت فیلم هنری ندیده ام.
3.هیچم شب غذای سنگین نخورده بودم.
4.اصلا هم به اون پسره خالی بند توی خوابم از قبل فکر نمیکرده م:))))))))))))
5. واااااااا روانپریش کدومه؟

5 comments
Comments feed for this article
دسامبر 26, 2007 روی 12:49 ب.ظ
Natalie
باز خوبه شما خوابای فرهنگی می بینی! مال ما که همه اش اکشن و پلیسی و جنایی از آب درمیاد!!
دسامبر 26, 2007 روی 1:03 ب.ظ
mahshad
دسامبر 26, 2007 روی 1:10 ب.ظ
soorena
پس چی ناتالی جونم
))))))) البته من فقط خواب های فرهنگی مجاز رو اینجا مینویسم:)))))))) :دی
دسامبر 26, 2007 روی 1:35 ب.ظ
violet
عجب خوابی!
دونه به دونه سئوالهام رو هم که جواب دادی :دی
دسامبر 26, 2007 روی 1:41 ب.ظ
soorena
ویولت جان خوشم میاد که خوب منو میفهمی:))))))))))