انقدر اینجا موندم انقدر پرسه زدم تا تونستم از اون صفحه یه دست نارنجی که 4 سال و خورده ای از زندگی من با دیدنش با خاطراتش پر شده بود دل بکنم…اومدم اینجا توی یه صفحه آبی- سفید توی یه صفحه ای که آرامش بیشتر از انرژِی توش حاکمه…شاید اگه این قالب دل منو نمیبرد هیچ وقت نمیتونستم از اون رنگ نارنجی دل بکنم…اینجا خیلی انتزاعی تره همه چیز خیلی مینیمال تر و خیلی آروم تر…هر چی هست یه شروع تازه است…تا چه قبول افتد و چه در نظر آید…