انقدر اینجا موندم انقدر پرسه زدم تا تونستم از اون صفحه یه دست نارنجی که 4 سال و خورده ای از زندگی من با دیدنش با خاطراتش پر شده بود دل بکنم…اومدم اینجا توی یه صفحه آبی- سفید توی یه صفحه ای که آرامش بیشتر از انرژِی توش حاکمه…شاید اگه این قالب دل منو نمیبرد هیچ وقت نمیتونستم از اون رنگ نارنجی دل بکنم…اینجا خیلی انتزاعی تره همه چیز خیلی مینیمال تر و خیلی آروم تر…هر چی هست یه شروع تازه است…تا چه قبول افتد و چه در نظر آید…
زنده باد بلاگ رول
- سفری به امپراتوری اسرارآمیز گیکها
- Foggy Buildings
- نگاهی به چهار اپلیکیشن اشتراک ویدئوی محبوب
- تجربه شخصی من با سایت «عکس پرینت»
- یک جایی هست در کتاب «پاپیون»، که پایپیون و رفیقش برای یکی از
- ۱۰ عامل برای موفقیت یک سرویس اینترنتی یا اپلیکیشن- از فراموش شدن یأسآور تا پیروزی به مانند «اینستاگرام»!
- و فیلمهایی هستند که گشادهدستند؛ بیش از آن که در پیِ روایتِ
- استادان: خائنان!
- City and the Moon
- یکی از بچههای دانشگاه رو تو ف ب پیدا کردم. یهکم مسجپراکنی و
Friends
Learn and Live
نوشته های پیشین
هنر برتر از گوهر آمد پدید!
وبگردی های من
خانه قبلی
در ستایش عشق
برترین مطالب
برچسبها
Adele
mind tools
Mrs.Dalloway
power of the people
we are one
آدمها
اسکار
اصغر فرهادی
امید
ایران
ایستر
برنامه ریزی موثر
بهار
بی وزنی
جنگ
خلوت
دو نقطه دی
روزها
روشنفکران پر ملال
رویاهای کودکانه
زلزله
زندگی و دیگر هیچ
ساعتها
سینمای ایران
شهر کتاب
عاشقانه
عاشقی
مدیریت زمان
نوروز 91
نوشدن
وبلاگستان فارسی
وقتی شرلوک هولمز گریست
ویرجینیا وولف
پریشانی
دستهها
بایگانی
- مه 2012
- آوریل 2012
- مارس 2012
- فوریه 2012
- ژانویه 2012
- نوامبر 2011
- آوریل 2011
- فوریه 2011
- ژانویه 2011
- نوامبر 2010
- اکتبر 2010
- سپتامبر 2010
- اوت 2010
- ژوئیه 2010
- ژوئن 2010
- مه 2010
- آوریل 2010
- مارس 2010
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- اوت 2009
- ژوئیه 2009
- ژوئن 2009
- مه 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- اوت 2008
- ژوئیه 2008
- ژوئن 2008
- مه 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- اکتبر 2007
- سپتامبر 2007
Blog Stats
- 121,846 hits

30 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
11 اکتبر 2007 در 7:09 ق.ظ.
Natalie
اینجوری هم میشه که مینیمال سهم قالب باشه و انرژی سهم نوشته های تو! ;)
11 اکتبر 2007 در 7:17 ق.ظ.
رضا
سلام. حالا آخرین نفر به من خبر میدی دیگه!! باشه یکی طلبت ! حق ات بوده که آرنوفسکی قلب ات رو بشکونه جیگر. ولی به هر حال مبارکه میبینم تو هم از نارنجی زدی تو خط آبی سفید !! یه خاکستری کم داری که اگه نیست تقدیم تون کنیم :))) بابا با کلاس! بابا هایکو!! بابا مینی مال!:*
11 اکتبر 2007 در 8:03 ق.ظ.
Kourosh
bah bah! mobarakeh :) so so ba classeh in new page shoma :) good luck sorena khanoom aziz
11 اکتبر 2007 در 8:29 ق.ظ.
تازه وارد
سلام .مبارک باشد. ولی جای قبلی قشنگتر بود و صمیمانه تر. من اولین بار که آنجا آمدم خیلی ازش خوشم آمد ولی الآن که مدتها است نوشته های شما را می خوانم و اومدم اینجا احساس غریبی دارم . مثل وب لاگهایی که همین جوری اتفاقی می رم توش و تند تند نوشته هاشون را می خونم و می خوام زودتر خارج بشم . شاید این رنگها با روحیه من سازگار نیست . به هر حال من اگه هم بیام اینجا همیشه از طریق وب لاگ قبلیت به این جا می رسم .
11 اکتبر 2007 در 9:05 ق.ظ.
علی مقیمی
منزل نو بازم مبارک! :)
11 اکتبر 2007 در 11:34 ق.ظ.
soorena
آره ایشالله که هیمنجوری میشه:) در ضمن من خیلی بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی سختم بود که وبلاگم رو عوض کنم:دی اختیار دارین رضا جان من به کسی خبر ندادم والا خودشون اینجارو پیدا کردن از روی این موتور های جستجو احتمالا:) دستت درد نکنه ما که به سخاوت و مرام شما شک نداریم:))))))))))) ممنون کوروش عزیز:) تازه وارد جان مرسی:) خودم هم اولش همین حسی رو که میگی داشتم ولی بهر حال زندگی تنوع لازم داره دیگه نه:) تازه قالب عوض کردن زیاد سخت نیست خدا رو چه دیدی اصلا شاید خودم یه قالب ساختم:))))))))))))) دکتر مقیمی عزیز بازم ممنون:)
11 اکتبر 2007 در 1:53 ب.ظ.
علیرضا
آخی ، این شد. بالاخره یکی از بهترین وبلاگنویسهای پزشک ایران را وردپرسی کردم!
در عوض مطمئنی وبلاگت هک نمیشه ، آدرسش را تغییر نمیدن ، خوانندههات راحت کامنت میذارن ، تبلیغات سنگین پرشینبلاگ را تحمل نمیکنن ، میتونی برای پستهات کتگوری و تگ بذاری ، خوراک (فید سابق!) وبلاگت مرتب و استاندارده ، میتونی ادامه پست بذاری ، حتی میتونی پست خصوصی برای دوستهات بذاری ، مطمئنی که قیام قیامت مطالب وبلاگت روی وب هست و مثلا به خاطر تغییر مدیر پرشینبلاگ و زندانی شدنش و یا مثلا به خاطر آپگرید سیستم از بین نمیرن(چیی که در مورد وبلاگای میهن بلاگ اتفاق افتاد). به علاوه وبلاگنویسهای حرفهایتر ، وجهه بهتری برای یه وبلاگ که از وردپرس استفاده میکنه ، نسبت به یه وبلاگ پرشینبلاگی قائل هستن.
البته من حس میکنم اینجا یه کمبود دیگه هم به جز رنگ نارنجی حس کنی : نبود خندانکها!
یه نکته : قالب عوض کردن در وردپرس چندان هم ساده نیست ، یه سری وبلاگ تعریفشده پیشفرض داره.
مهم به نظر من محتوی و ارائه راحت و چشمنواز اونه.
11 اکتبر 2007 در 3:44 ب.ظ.
ميم
قالب قشنگیه مبارک باشه
11 اکتبر 2007 در 4:23 ب.ظ.
mahshad
قربونت برم:))))))))) مبارک باشه عزیزم… راستش دل کندن از اون نارنجی دوست داشتنی برا ما هم سخته ولی عادت می کنیم به این آرامش…
11 اکتبر 2007 در 6:51 ب.ظ.
parsi
سلام سورنا جون خونه ي نو مبارك چقده قشنگه
يه خورده عجيب بود و جالب.نارنجيه…دلم واسش تنگ ميشه :) :*
11 اکتبر 2007 در 7:12 ب.ظ.
ساتیا
سلام و صد سلام!
خونه نو مبارک. بسیار زیبا و شکیل است. راستی من امتحانم رو با نمره 95 قبول شدم. امروز فهمیدم. خیلی ذوق زده ام.
از این به بعد مرتب سر میزنم. موفق باشی
11 اکتبر 2007 در 8:32 ب.ظ.
soorena
آره علیرضای عزیز بالاخره منو اغفال کردی رفت:))) ولی واقعا ممنون :) کلا محیط جدید و جالبیه و این محاسنی که گفتی مخصوصا همون قضیه امنیتش برام خیلی اهمیت داشت …و اون صورتک ها البته واقعا جاشون خالیه…حالا شاید یه ترفندی به کار بردم خدا رو چه دیدی :دی راستی شما خیلی به من لطف دارین:) بنده به هیچ وجه یکی از بهترین وبلاگ نویسان پزشک نیستم:) -ممنون میم عزیز:)- مرسی مهشاد جونم:* به قول شاعر عادت میکنیم:)) دختر پارسی عزیزم ممنون:* و اما ساتیای عزیز , WOW, تبریک میگم خیلی خیلی زیاد:) باید هم ذوق زده باشی:) ایشالله به سلامتی :) دست راستتون روی سر ما:))
11 اکتبر 2007 در 8:34 ب.ظ.
soorena
یه چند روزی نیستم دوستان…فعلا تا بعد ;-)
11 اکتبر 2007 در 9:23 ب.ظ.
نگارنده
سلام:) خيلي خيلي مبارك باشه سورنا جونم :* چقدر اينجا با كلاس مي باشد ! لباس چي بپوشيم حالا اگه بخوايم بيايم اينجا!:))) :*
12 اکتبر 2007 در 8:45 ق.ظ.
پدرام
سلاااااااااام…سلام..
اولندش كه..خودت ميدوني من چي قراره بگم!!..
بعدشمم..باااااااشه..بهم ميرسيم..حالا ديگه اينجوركياست؟!..
ترترشم اينكه..به بههههههه..به اين ورش..به اون ورش..ميبينم كه مباااااااركه!!..بادا بادا ازينا بادا!..ايشالا شمعا رو فوت كنه 100 ساله بشه!!..
اينم دسته گل و شيريني..باشه براي افطار!..هرچند كه ما رو قابل ندونشتي..اكشال نداره!..بعدا كه دوباره راه افتاديم و دوست شديم دسته گل و شيريني رو ازت پس ميگيرم!..
آقا..اينجا خيلييييي خشنگه ها!..خيلي باكلاس تر و ازينچيزا تره!..آدم احساس ميكنه اومده خونه سورنا!..اون قبليه به تريپت نميخورد!!..
رنگ آبي هم اصولا چيز خوبيه!!..
اون لگوي بالا هم بازم خشنگه!..
خب..ديگه چي خشنگه؟!..
آهان..خب خودتم كه خوشگلا بايد..نه ببخشيد..اينجا ديگه خيلي هاي كلاس تر از اينحرفاست كه بخوات اينجوري با اينجور كامنتا چيز شه!..
خب..ميبينم كه روحيه كوچ و فرار مغزها و ازينا در تو هم زنده شد!..بزن قدش!!..;)
بازم مباركه..
خب..ديگه چه خبر؟!
12 اکتبر 2007 در 9:41 ق.ظ.
ارسلان
سلام دکتر عزیز
خانه ی جدید مبارک ، وقتی اسم وبلاگتون رو در داشبورد دیدم که جزو بیشترن رشد بازدید کننده ها بود خیلی خوشحال شدم که شما هم به این طرف نقل مکان کردید . امیدوارم موفق باشید و سربلند و پایدار و پاینده و پیروز و برقرار و بردوام .
یا حق …
12 اکتبر 2007 در 10:05 ق.ظ.
شقایق
مبارک باشه.آفرین به این همت! من خیلی وقته می خوام نقل مکان کنم حس و حالش نیست.بیچاره وبلاگ وردپرسیم همینجوری افتاده یه گوشه.دست ما رم بگیر:*
13 اکتبر 2007 در 3:23 ب.ظ.
رضا الف
طرحتون تموم شد؟ یا خاطره ها تون تموم شد؟
درهرصورت موفق باشید!!
13 اکتبر 2007 در 9:42 ب.ظ.
hasti
vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay! mobarake!!bebakhshin ma daste khali umadim.ishalla be salamaty o shadi
14 اکتبر 2007 در 11:52 ق.ظ.
غضنفر
آره! اما خوشگله راستی راستی.
15 اکتبر 2007 در 6:47 ق.ظ.
grayidea
خوشحالم اسباب كشي كردي ! منزل نو مبارك!
15 اکتبر 2007 در 11:02 ق.ظ.
fasletaze
به به ، خونه نو مبارك. اميدوارم اين تغير مكان براتون خوب و راضي كننده باشه.هر چند به اون فضا و تركيب عادت كرديم اما اينجا هم خيلي خوب شده. و البته تبريك مي گم براي اومدن به وردپرس! :)
15 اکتبر 2007 در 3:36 ب.ظ.
Hamed
Edie fetr mobarak ham bar shoma Dr.Sooorena ham hame visitor haye in blog(flower
16 اکتبر 2007 در 6:55 ب.ظ.
Leo.....A.S
درود! پايگاه جديد مبارك! ممنون كه هنوز هم به ياد من هستي. موفق باشي
16 اکتبر 2007 در 7:30 ب.ظ.
man
khune no mobaraka!
16 اکتبر 2007 در 7:31 ب.ظ.
man
mobaraka:)
17 اکتبر 2007 در 5:43 ق.ظ.
ariana
پس شما هم بالاخره وردپرسي شدي خانوم دكتر نازنين؟ تبريك. قالب وبلاگت عين قالب منه! جزو خوشگلترينهاي فارسي بود . بسيار خوشحالم كه دوباره مي نويسي. راستش دلم خيلي واسه اون پستهاي طولاني اورژانست تنگ شده ها! اميدوارم دوباره طولاني بنويسي، طولاني و اميدوارانه…
20 اکتبر 2007 در 9:52 ب.ظ.
علیرضا
ای بابا من هر روز اینجا مییام. ورپرسیها باید بیشتر بنویسن. چقدر کامنت گذاستن اینجا میچسبه.
22 اکتبر 2007 در 8:20 ب.ظ.
soorena
نگارنده جونم لباسای پلوخوریتو بپوش:)) مرسی عزیزم:* پدرام جان ممنوووووووووون از اینهمه ابراز احساسات:)))) خدمت از ما بود:) مرسی:) ممنون ارسلان جان:) آخی چه عکس بانمکی:) شقایق جونم پس تو هم آره:) نگران نباش همین که بری طرح وبلاگت رو عوض میکنی:)) رضای الف طرحم تموم نشده هنوز ;-) مرسی هستی جان :* غضنفر جان پس چی D: ممنون grayidea عزیز:) ممنون فصل تازه عزیز منم امیدوارم:)ممنون حامد جان :) به به سلام بر دکتر لئو:) کلی خوشحال شدم دکتر بعد مدتها پیغامت رو دیدم:) ما همیشه یاد شما هستیم:) مرسی من عزیز:) آریانای عزیز جدی میگی:) چه جالب پس دوقلو شدیم:) علیرضای عزیز میتونی هر چقدر دلت خواست کامت بذاریD:
1 نوامبر 2007 در 6:39 ق.ظ.
دختر
کلن رامبد جوان به آدم حس خوشبختی می ده به نظرم.